مهمونی کیلومتری عید غدیر

 قدم‌ها را بهانه کن...

از کوچه پس‌کوچه‌های شهر، بوی سیب می‌آمد... بوی غدیر، بوی بیعت، بوی «ألا مَن کنتُ مَولاه فهذا علیٌّ مَولاه»

امروز زمین، وسعتِ آسمان را پیدا کرده بود. مهمونی کیلومتری غدیر، نه فقط یک راهپیمایی، که یک دل‌سپردگی دسته‌جمعی بود 

وسط این سیل مهربانی، صدای «طُلوع» بلند شد؛ هنرمندانی که آوازشان، روایتگر همان ندای جبرئیل بود 

و ما، میان موکب‌ها و پرچم‌های سرخ، دوباره با مولای متقیان عهد بستیم... عهدی که نه در کاغذ، که بر قلبمان نقش بست

غدیر فقط یک روز نبود؛ یک راه شد... راهی که هنوز ادامه دارد.


 

غدیر؛ مهمونی عشق در امتداد خیابان‌ها 

اصفهان نفس‌نمی‌کشید... از میدان امام حسین تا انقلاب، ۱۰ کیلومتر دل‌های تشنه، یک صدا فریاد زدند: «یا علی مدد» 

در میان این دریای شور، هنرمندان «طلوع» با نوای آسمانی‌شان، غدیر را دوباره زنده کردند

و میان دست‌هایی که به آسمان رفت، همه با مولای متقیان بیعت بستند... بیعتی دوباره با عدالت، کرامت و عشق

اینجا فقط یک جشن نبود؛ اینجا تولد دوباره یک امت بود.

۵
از ۵
۱ مشارکت کننده

ارسال

اثر شما با موفقیت ارسال شد.